تبليغاتX
یک بوس کوچولو
یک بوس کوچولو
بنام آنکه اشک را آفريد تا جزيره عشق آتش نگيرد
چهارشنبه 31 خرداد1385
آرزو و امید

وقتي كه گريه كرديم گفتن:بچه اي! وقتي خنديديم گفتن :ديوونه اي! وقتي جدي بوديم گفتن:مغرور! وقتي شوخي كرديم گفتن:سنگين باش!وقتي حرف زديم گفتن:پر حرف! وقتي ساكت شديم گفتن عاشقي؟؟؟حالا هم كه عاشقيم ميگن دوستت نداريم

+ نوشته شده در 9:31 قبل از ظهر توسط یکی مثل تو.
دوشنبه 29 خرداد1385

اينگونه باش: شاد اما دلسوز ساده اما زيبا مصمم اما بي خيال متواضع اما سربلند مهربان اما جدي سبز اما بي ريا عاشق اما عاقل

 

+ نوشته شده در 4:50 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
شنبه 27 خرداد1385
تقدیم به اون عزیزی که این مطلب رو برام فرستاد....
من توی دنیا سه تا دوست دارم:

ماه،خورشیدوتو....

اولی رو واسه شبم می خوام،دومی را واسه روزم

و ترا.........ترا برای تک تک لحظه های زندگیم می خوام!!!

+ نوشته شده در 12:29 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
جمعه 26 خرداد1385
زندگی دگر ثمر ندارد................
+ نوشته شده در 4:19 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
جمعه 26 خرداد1385
شوق دیدار
+ نوشته شده در 12:35 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
پنجشنبه 25 خرداد1385
گدایی کردن عشق؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در 10:46 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
پنجشنبه 25 خرداد1385
خورشید جاودانی

در صبح اشنائي شيرينمان ترا

گفتم که مرد عشق،نئي،باورت نبود

در اين غروب تلخ جدائي،هنوز هم

ميخواهمت چو روز نخستين،ولي چه سود!

ميخواستي براي سوگندهاي خويش

در بزم عشق بر سر من جام نشکني

مي خواستي به پاس صفاي سرشک من

اين گونه دلشکسته به خاکم نيفکني

پنداشتي که کوره سوزان من

دوراز نگاه گرم تو خاموش ميشود؟.

پنداشتي که ياد تو اين ياد دلنواز

در تنگناي سينه فراموش ميشود؟

تو رفته اي که بي من،تنها سفرکني

من مانده ام که بي تو،شبها سحر کنم

تو رفته اي که عشق من از سربه در کني

من مانده ام که عشق تو را تاج سرکنم....!!!!!!

                                                      (فریدون مشیری)

+ نوشته شده در 1:7 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
پنجشنبه 25 خرداد1385
فراق
+ نوشته شده در 11:34 قبل از ظهر توسط یکی مثل تو.
پنجشنبه 25 خرداد1385
وفای به عهد

خودم عهد بستم بارديگرکه تورا ديدم،بگويم ازتودلگيرم ولي بازتورا ديدم و گفتم: بي توميميرم

+ نوشته شده در 10:39 قبل از ظهر توسط یکی مثل تو.
چهارشنبه 24 خرداد1385
تقدیم به اونی که این مطلب را برام فرستاد

یه بار دیگه فرصت بده ، نذار که تنها بمونم نذار بازم از قافله ، به خاطرت جا بمونم

+ نوشته شده در 9:14 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
چهارشنبه 24 خرداد1385
تقدیم به اونی که ..............

+ نوشته شده در 8:23 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
سه شنبه 23 خرداد1385

بیچاره گی ما انسانهااین است که وقتی سر عقل میایم که دیگر زمان رفتن است

+ نوشته شده در 9:56 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
سه شنبه 23 خرداد1385
به که بایددل بست؟

 

به كه بايد دل بست؟

به كه شايد دل بست؟

سينه ها جاي محبت، همه از كينه پر است .

هيچكس نيست كه فرياد پر از مهر تو را ـ

گرم، پاسخ گويد

نيست يكتن كه در اين راه غم آلوده عمر ـ

قدمي، راه محبت پويد

***

خط پيشاني هر جمع، خط تنهائيست

همه گلچين گل امروزند ـ

در نگاه من و تو حسرت بيفردائيست .

***

به كه بايد دل بست ؟

به كه شايد دل بست ؟

نقش هر خنده كه بر روي لبي ميشكفد ـ

نقشه يي شيطانيست

در نگاهي كه تو را وسوسه عشق دهد ـ

حيله پنهانيست .

***

زير لب زمزمه شادي مردم برخاست ـ

هر كجا مرد توانائي بر خاك نشست

پرچم فتح بر افرازد در خاطر خلق ـ

هر زمان بر رخ تو هاله زند گرد شكست

به كه بايد دل بست؟

به كه شايد دل بست؟

***

خنده ها ميشكفد بر لبها ـ

تا كه اشكي شكفد بر سر مژگان كسي

همه بر درد كسان مينگرند ـ

ليك دستي نبرند از پي درمان كسي

***

از وفا نام مبر، آنكه وفاخوست، كجاست ؟

ريشه عشق، فسرد

واژه دوست، گريخت

سخن از دوست مگو، عشق كجا ؟ دوست كجاست ؟

***

دست گرمي كه زمهر ـ

بفشارد دستت ـ

در همه شهر مجوي

گل اگر در دل باغ ـ

بر تو لبخند زند ـ

بنگرش، ليك مبوي

لب گرمي كه ز عشق ـ

ننشيند بلبت ـ

به همه عمر، مخواه

سخني كز سر راز ـ

زده در جانت چنگ ـ

بلبت نيز، مگو

***

چاه هم با من و تو بيگانه است

ني صد بند برون آيد از آن، راز تو را فاش كند

درد دل گر بسر چاه كني

خنده ها بر غم تو دختر مهتاب زند

گر شبي از سر غم آه كني .

***

درد اگر سينه شكافد، نفسي بانگ مزن

درد خود را به دل چاه مگو

استخوان تو اگر آب كند آتش غم ـ

آب شو، « آه » مگو .

***

ديده بر دوز بدين بام بلند

مهر و مه را بنگر

سكه زرد و سپيدي كه به سقف فلك است

سكه نيرنگ است

سكه اي بهر فريب من و تست

سكه صد رنگ است

***

ما همه كودك خرديم و همين زال فلك

با چنين سكه زرد ـ

و همين سكه سيمين سپيد ـ

ميفريبد ما را

هر زمان ديده ام اين گنبد خضراي بلند ـ

گفته ام با دل خويش:

مزرع سبز فلك ديدم و بس نيرنگش

نتوانم كه گريزم نفسي از چنگش

آسمان با من و ما بيگانه

زن و فرزند و در و بام و هوا بيگانه

« خويش » در راه نفاق ـ

« دوست » در كار فريب ـ

« آشنا » بيگانه

***

شاخه عشق، شكست

آهوي مهر، گريخت

تار پيوند، گسست

به كه بايد دل بست ؟

به که شاید دل بست؟

                

+ نوشته شده در 6:38 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
سه شنبه 23 خرداد1385

 

با دل گفتم: به عالم کون و فساد

تاچند خورم غم؟تنم از پا افتاد

دل گفت:تونزدیک به مرگی چه غم است

بیچاره کسی که این دم از مادر زاد

+ نوشته شده در 5:31 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
سه شنبه 23 خرداد1385

 

+ نوشته شده در 4:57 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
دوشنبه 22 خرداد1385
+ نوشته شده در 9:34 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
دوشنبه 22 خرداد1385
حکمت

 

+ نوشته شده در 4:50 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
دوشنبه 22 خرداد1385

انسان موجودعجیبی است:اگر به او بگوینددر اسمان یک میلیاردونهصدونودونه ستاره وجود دارد فوران قبول مکنه.....ولی اگر در پارکی روی نیمکتی نوشته باشه رنگی نشوید فورأُ انگشت خودشو روی نیمکت میکشه تا مطمئن بشه!!!!!!!.......

+ نوشته شده در 4:43 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
دوشنبه 22 خرداد1385
 

این هم از عشق زیادوناکامی!!!!!

+ نوشته شده در 4:16 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
دوشنبه 22 خرداد1385
تقدیم به اونی که ..............

+ نوشته شده در 4:10 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
دوشنبه 22 خرداد1385
تقدیم به ..............
+ نوشته شده در 4:5 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
دوشنبه 22 خرداد1385

دوست داشتن کسی که سزاوار دوستی نیست اسراف در محبته......

+ نوشته شده در 3:53 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
دوشنبه 22 خرداد1385
+ نوشته شده در 2:43 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
دوشنبه 22 خرداد1385
+ نوشته شده در 12:50 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
دوشنبه 22 خرداد1385
+ نوشته شده در 11:2 قبل از ظهر توسط یکی مثل تو.
یکشنبه 21 خرداد1385
همه آدم‌ها با هم برابرند ، اما پول‌دارها محترمترند . همه آدم‌ها با هم برابرند ، اما دخترها پرطرف‌دارترند . همه آدم‌ها با هم برابرند ، اما بچه‌ها واجب‌ترند . همه آدم‌ها با هم برابرند ، اما خانم‌ها مقدم‌ترند . همه آدم‌ها با هم برابرند ، اما سياه‌ها بدبخت‌ترند و سفيدها برترند. تبعيضي در كارنيست. در كل همه آدم‌ها با هم برابرند
+ نوشته شده در 11:14 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
یکشنبه 21 خرداد1385
قصه از اینجا که نوری در شروع جاده است قصه در نی نامه انگار اتفاق افتاده است اول راه آسمان را در افق دلباز دید انتهای ماجرا را در همان آغاز دید باورش تلخ است اما واقعیت تلخ تر مرگ آدم تلخ و مرگ آدمیت تلخ تر
+ نوشته شده در 11:9 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
یکشنبه 21 خرداد1385
عشق مثل یک تیره که درست میخوره وسط قلب ادم نه میتونی درش بیاری نه می تونی بزاری بمونه.اگه بزاری بمونه میمیری اگه درش بیاری باز هم میمیری....پس در هر صورت جونت را میگیره
+ نوشته شده در 11:6 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
یکشنبه 21 خرداد1385
من پري کوچک غمگيني را مي شناسم که در اقيانوسي مسکن دارد و دلش را در يک ني لبک چوبين مي نوازد آرام آرام پري کوچک غمگيني که شب از يک بوسه مي ميرد و سحرگاه ار يک بوسه به دنيا خواهد آمد
+ نوشته شده در 10:57 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
یکشنبه 21 خرداد1385
وقتي بچه بوديم دخترها عاشق عروسکهاشون بودن و پسرهاعاشق مردهاي قوي هيکل ولي وقتي بزرگ شديم نميدونم چرا دخترها عاشق مردهاي قوي هيکل شدن و پسرها عاشق عروسکها
+ نوشته شده در 10:57 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
یکشنبه 21 خرداد1385
خدايا آنکه در تنهاترين تنهاييم تنهاي تنهايم گذاشت خواهشي دارم... تو در تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش نزار
+ نوشته شده در 10:55 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
یکشنبه 21 خرداد1385
کاش مي ديدم چيست....انچه از چشم تو تا عمق وجودم جاريست
+ نوشته شده در 10:54 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
یکشنبه 21 خرداد1385
اون روزای عاشقونه ماله تو این شبای بی قراری مال من منما حسرت با تو ما شدن تویی و بدون من رها شدن اخر غربت دنیاست مگه نه اول دو راهی اشنا شدن
+ نوشته شده در 10:53 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
یکشنبه 21 خرداد1385
دلا ياران سه قسمند گر بداني : زباني اند و ناني اند و جاني * به ناني نان بده از در برانش ، تواضع کن به ياران زباني * وليکن يار جاني را نگه دار به جانش جان بده تا مي تواني
+ نوشته شده در 10:51 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
یکشنبه 21 خرداد1385
صبر كن عشق زمين گير شود بعد برو يا دل از ديدن تو سير شود بعد برو اي كبوتر به كجا؟قدر دگر تاب بيار آسمان پاي پرت پير شود بعد برو تو اگر كوچ كني بقض گلو مي شكند صبر كن گريه به زنجير شود بعد برو خواب ديدي شبي از راه سوارت آمد باش تا خواب تو تعبير شود بعد برو
+ نوشته شده در 10:51 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
یکشنبه 21 خرداد1385
مي دوني فرق اموزگار با روزگار چيه ؟ اموزگار اول درس مي ده بعد امتحان مي گيره ولي روزگار اول امتحان مي گيره بعد درس مي ده
+ نوشته شده در 10:50 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
یکشنبه 21 خرداد1385
گشت مارا غم بي هم نفسي تاكه رفتيم همه يار شدند تا كه مرديم همه بيدارشدند قدر آئينه بدانيد كه هست نه درآن لحظه كه افتاد و شكست
+ نوشته شده در 10:50 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
یکشنبه 21 خرداد1385
eshgh
عشق بين دو نفر اين نيست كه هر دو زير باران خيس شوند عشق آن است كه يكي چتر شود براي ديگري... و ديگري هيچگاه نفهمد كه چرا خيس نشد
+ نوشته شده در 10:48 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
یکشنبه 21 خرداد1385
میان عشق و ترس
موقعي كه ميخواستمت ميترسيدم نگات كنم , موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم , موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم , موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم , حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم
+ نوشته شده در 10:41 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
یکشنبه 21 خرداد1385
دردها
بدترين درد اين نيست كه عشقت بميره بدترين درد اين نيست كه به اوني كه دوستش داري نرسي بدترين درد اين نيست كه عشقت بهت نارو بزنه بدترين درد اينم نيست كه عاشق يكي باشي و اون ندونه بدترين درد اين است يكي بميره . بعد از مرگش بفهمي كه دوستت داشته
+ نوشته شده در 10:39 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
یکشنبه 21 خرداد1385
گذشت
هيچ کسي نمي تونه به دلش ياد بده که نشکنه! ولي حداقل مي تونه يادش بده که وقتي شکست لبه ي تيزش دستِ اوني رو که شکوندش نبرّه
+ نوشته شده در 10:30 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
یکشنبه 21 خرداد1385
وباز هم عشق
چشمانت چيست كه مرا به سوي خود مي كشد؟ در گرمي دست هايت چيست كه دستانم آنها را مي طلبد؟ در آيينه چشم هايم بنگر. ببين چه مي بيني؟ آيا مي بيني كه تو را مي بيند؟ صداي تپش قلبم را مي شنوي كه فرياد مي زند: دوستت دارم؟... دوست ندارم كه بگويم دوستت دارم، دوست دارم كه بداني دوستت دارم
+ نوشته شده در 10:18 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
یکشنبه 21 خرداد1385
eshgh
آنکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من امده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان اوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم
+ نوشته شده در 2:21 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
یکشنبه 21 خرداد1385
دوستی
ويليام شکسپير ميگه: کسي را که دوسش داري ازش بگذر، اگه قسمت تو باشه بر مي گرده ، اگر هم بر نگشت حتماً از اول مال تو نبوده پس بهتر که رفت سعي کن به کسي که تشنه ي عشق است دل نبندي ، سعي کن به کسي که لايق عشق است دل ببندي چون تشنه ي عشق روزي سيراب خواهد شد!
+ نوشته شده در 1:26 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.
یکشنبه 21 خرداد1385
eshgh
خيلي سخته خيلي سخته كه بغض داشته باشي ، اما نخواي كسي بفهمه ... خيلي سخته كه عزيزترين كست ازت بخواد فراموشش كني ... خيلي سخته كه سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته كه روز تولدت ، همه بهت تبريك بگن ، جز اوني كه فكر مي كني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته كه غرورت رو به خاطر يه نفر بشكني ، بعد بفهمي دوست نداره
+ نوشته شده در 10:45 قبل از ظهر توسط یکی مثل تو.
یکشنبه 21 خرداد1385
asheghaneh
آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم
+ نوشته شده در 0:22 قبل از ظهر توسط یکی مثل تو.
یکشنبه 21 خرداد1385
عاشقانه
ميدوني فاصله بين انگشتات براي چيه ؟ براي اينکه يه نفر با انگشتاش اين جاي خالي رو پر کنه پس دنبال دستي باش که تا ابد بتونه دستاتو بگيره
ادامه‌‌ی مطلب
+ نوشته شده در 0:9 قبل از ظهر توسط یکی مثل تو.
شنبه 20 خرداد1385
eshgh
خزان عشق وقتي فرا خواهد رسيد که عشق در دلها بميرد من خزان عشق را باور ندارم بيا با بهاري ديگر بيا با طلوعي ديگر بيا و همسفرم باش ستاره اي باش در شبهاي بي ستاره ام
+ نوشته شده در 11:56 بعد از ظهر توسط یکی مثل تو.